به من شكلك كن رفيق

قاعده اين است كه اگر هر هفت تير شما به هدف نخورد و سنگ درشت دم دست نبود مي توانيد فحش دهيد
به من اصابت کنید لطفا!
نعلبکی چینی طرح گلسرخ و ترجیحات عرفانی
آفتابه مسی با تربیعات ربانی[گل تاریخی لیونل مسی به ختافه حتی]
به من اصابت کنید لطفا!
تصاویر گلسرخ با صدای آندرانیک جعفرقلی اف مونتاژ شده با تصویر هوایی از خانه خدا با شعائر سبحانی و عشایر سلطانی
به من اصابت کن رفیق!
لطفاً ً ً
افشره ی گلسرخ با تاثیرات اروتیکی
من قامتم رفیع و چین و چروکم در حال رفع ِِ ترفيعات و افزايش قوا هم لطفا
به من اصابت شو رفيق!
چاي صبحدم با گلبرگ ِ گلسرخ با اشعار اجتماعي
شليك كن رفيق!
شليك كن رفيق!
و براي شكلكهايي كه براي اصابت هاي خطا رفته در مي آورم مواخذه كن مرا.
عصر است. من هستم. زرشك پلو با مرغ هم هست. دوغ هست. نسكافه تمام شده است. اخبار ورزشي شليك مي كند. ناصر حجازي هم، بستري هم هست. همه چيز سر جاي خود، خود به خود، خود هست. خودكار هم هست ولي من كيبورد را ترجيح داده ام و اين است يك نوع ترجيحات عرفاني. من وايرلس هستم رفيق يعني دهكده اي در عدم ولي جهاني. به من اصابت شو پهلوان. با رسم و قاعده لطفاً ً ً ً ً
سوراخهايم را مي شمارم. يك سوراخ براي گلوله ي تو كم دارد پهلوي چپم. مرا براي شكلكهايم مواخذه كن رفيق.
و امّا شش از هفت بگذشته بود و حسنك وزير براي گلوله ي پاياني هشدار مي داد و دنده هايش را مي خاريد.
پ.ن۱: حسنك وزير تني داشت چون سيم سپيد و به شدت فحش خورش ملس بود در آن لحظه كه از طناب آويزان بود.