180 درجه به سمت شمال غربی
برای ماه ِ شب دوم که نیم کاسه ایست و این همه ستاره که جا نمی شوند آن داخل، هرکس جای خودش با خودش که ستاره ها آزاد و ماه آزاد واین همه کهکشان و این همه ستاره و ماه و قمرهای طبیعی، در هراسم زمین را فراموش نکرده باشد خداوند با آدمهایش که روی دو پا، نیم فوت مربع هم جا نمی شوند و جفتک می پراکنند به سمت آسمان. و ما را حدیث ِ زندگانی به آن ماند که سوسکهای قهوه ای در لوله های فاضلاب کشتی غول پیکری برای سوسک نوزاد جشن تولد گرفته باشند و ناخدا اسیر طوفانهای دریا شده و داد می زند: بیست درجه به سمت شمال شرقی و کشتی تکان می خورد و کیک تولد آسیب می بیند در لوله های فاضلاب. آن سوسک که مست تر از بقیه یاران می نماید بادی در غبغبه می اندازد و داد می زند:" آهای ناخدای کثیف، بلد نیستی بیا پایین خودم می رانمش این قارقارک سهل الحرکه را" . و مابقی سوسکها دست می زنند و داد می زنند: هورا دیوانه! هورا نرغال! هورا کنیزک و یاران! هورا خلجاوی و فولادی و الاغ و قهوه چی و اخترک و مرکبّات و قوس وقزح!
کشتی لنگر می اندازد و گندمهای آرژانتین بار می شوند به دستور ناخدا در انبار هایی که به شکل نیم کاسه یست و جا می شوند در آن تمام گندمها. هرکس جای خودش و سوسکها به جای خود که تولد سوسکی دیگر است در مسیر بازگشت که زود زود متولد می شوند این ناکسها به مدد بلاگفا با ناخدایی که بی خبر از لوله های فاضلاب داد می زند: بیست درجه به سمت جنوب غربی و ما زلزله می نامیدیمش با خداوندگارش که فرمان می داد: خاموش کنید این زحل ِ بی پدررا، نورش بد فُرم است، خوابمان می پرد.
پ.ن۱:آخرین تحقیقات عرفا و شیمیدانان زبل نشان داده است که: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور. از یابنده تقاضا می شود ضمن تکثیر عنصر مربوطه، فکری برای حل معضل کم شوهری در سرزمینی که معلوم نیست کجای این شب تیره بیآویزم قبای ژنده ی (تلفظ فرانسوی) خود را؟ بکند. آرام بکند لطفاً. پیشاپیش از همت شهرداری تمام نواحی و اینکه آقا بفرما جلو نوبت شماست و همچنین اتوبوسهایی که شماره ی نفر قبلی برای نفر بعدی در دفترچه تلفن ِ دو نفر بعدی کوچکتر یا مساوی ِ سطح صندلی همجوار است تشکر می کنیم..