نه عقابم نه کبوتر اما

عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد

من نه رندم نه بلاکش چه کنم؟

نه عقابم نه کبوتر چه کنم؟

هجرت راس روز هفتم برج شش

هجرت از دیاری به دیاری و من نمی دانم در دیار جدید دهکده جهانی در چه حال است و شاید زمان ببرد تا خوابی از دیوانه در این جهان مسطح در این جا نقش ببندد. باقی بقای نَفَس یاران است که درگاه نظرات را می بندم تا هر که فحش ویژه دارد خصوصی بفرستد.

 دوستدار شما دیوانه

پ.ن: این قاعده شامل بقیه تارنماهای من هم می شود.

هاي هايي

سلولهای ریز

       بودای کوچک

          مجسمه ي بزرگ

      اندام متوسط

 دماغ ِ کشیده

پرتره ی تنهایی. های هایی

من در آغوش ِ مادر

های های

پستان به دهان گرفتن آموز  

پ.ن: پسر گيسو طلا. ابتداي مبتلا   

بر ما بروید و از ما بروید که بر ما بروید راحت تر

ما را که در عشق از اسب دونده تر

از خر لگنده تر

از سار پرنده تر

از غوک جهنده تر

و از آقا پلیس مهربان شلیک کننده تر بودیم

ما را چه می شود؟