مسهل
از حلقوم شب، سخت
می گذرم چون تکه استخوانی
از حلقوم ِ سخت ِ شب
پایین، نگاه ِ بالادست
بالا، سگی که در ارتفاع استخوان روز
لیس می زند، برجستگی ِ نرم ِ حلقوم ِ شب را
و من
در دالانهای حلقوی شکل ِ شب پایین می روم
و سگ
زاده می شود
و صدای سگ
نگهبان گله می شود
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ساعت توسط دیوانه مسطح
|