بزودی نام این پست اعلام می شود
نه، پروا ندارد پروانه

کار ما از ایبوپروفن و آندوسکپی و ارتودنسی و مفنامیک اسید و چسب زخم و بتادین و استامینوفن کدئین گذشته است مهندس! همهجایمان تقلبی است و بادکنکی و این اواخر باطری هم خریده ایم برای قلبمان که سرجمع از سیگار بهمن قرمز سوئیسی هم ارزانتر است.
قلب را به ده روایت و صد حکایت و هزار بهانه و صدهزاران گل شکفت و یک عدد سنجاق قفلی نقلی سوراخ کردیم. چاله ای به میزان ِ کفایت عمیق با ابعاد موهوم و حوالی قلب را با سیمانی از یاد تو پر کردیم و روی گودال را با ماسه بادی و پلاسمای سفید و مقادیری گلبول ِ فریبندهی قرمز پوشاندیم که "خیال تو " بیاید و بیهوا بگذرد و نگذشته از حوالی قلبمان به کمال، پایش سُر بخورد و دهنش سرویس شود که دل ِ من دام خیالت.
ما از ابعاد ِ خیال ِ تو خبر به کذب و صدق نداریم که پهن است و سترگ یا نحیف و ریزاندام ؟ که برای هر دو حالت چالهمان جواب میدهد که یا پایلنگان خیال از من به سلامت در میرود یا خیال از تو تا ابد در دام این دل اسیر میشود و چتری از پلاسمای سفید و گلبولهای فریبندهی قرمز هکذا.
گردن از ما چون موی و تیغ از تو چون گرز که هرچه بیشتر میزنی این تن طبیب نمیخواهد و دروغ نیست که گفتهاند دل من دام خیالت، گهر دیده نثارت. حالا گیرم که ما گفتیم "دل من قد یه دریا" باید بیایی و سنگ به قلبمان بزنی و بگویی کو موجش؟ که گفته بودمت در مثل جای هیچ مناقشه نیست و گرنه حتی این دختر همسایهی ما که صبحها قالی میبافد و شبها اکابر میرود هم میداند که قلب مشتی گوشت است و رگ و چربی و در شرایط حادتر چند درصدی نیکوتین ِ از خدا بی خبر که کار رفیق ناباب بوده است و مزارع مستعد سرخپوستان.
درد از من و درمان ازتو. مثل آن می ماند که نوشته باشد چلو از شما و جوجهکباب از ما. که درد و درمان مکمل است نه حذف یک معلول به دست عامل. که اگر قرار است که درمان بیاید و درد را بشوید و برود که همان درد نباشد بهتر. درمان آن باشد که بیاید به بالین درد و حاشا از درد که من نیستم و درمان دهن گشوده نیم متعجب و نیم سرویس که یعنی حالا چه کنم. ما به درمان میگوییم بفرما همینجا بشین آقا کاری هم به کار ما نداشته باش که از دوست به یادگار دردی دارم، کآن درد به صد هزار درمان ندهم ولی دزدکی به یه استامینوفن کدئین بدهم. این آخری بین خودمان باشد که روی صداقتتان حساب باز کردهام عجیب، بچهها!
دنبال یک جراح پلاستیکی امین و صادق و با خدا میگردم که در موقع بیهوشی سرمان بیناموسبازی در نیاورد و زحمت بکشد همه جایمان را از اول عوض بکند که نکند ایراد از جسم است در این شبهایی که دختر همسایه هم که از اکابر برمیگردد میخندد به این شکل و هیبت و قیافه و میگوید این شمایل ِ شکمتان نمیگذارد قلبتان به وضوح دیده شود از زاویهی دید کفشهای کتانیتان. ببخشین آقا شما فوتبالیست نیستین؟