لا اله الّا الله
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
هلهله را دوست دارم
واژه ی قشنگیست، تقارنی ست از ها و لام که هُل می دهد مرا در رودخانه هایی از اسباب مستی که فرمود: بیا و کشتی ما در شط شراب انداز که خوب هُل می دهد کشتی ما را در این رود خانه هایی از اسباب مستی که گفتم و رقص شین است هر کشتی که در شط شراب بیفتاد که خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداخت که رقص شین است شیخ و شاب برای پیر و جوان که ولوله هم همان هلهله است با میهمانی واو در مراسم "هاله لویا" که ما عاشقان این سه حرفیم که از الف تا لام که هیچ با های دو چشم، الله الله که هلای تو ما را بعله! هله تا روز تو پایان که به شهرِ شبِ شیرین ِ شرابیم کنون! شین بده!
پ.ن۱: قربون مرامت اگه زحمتی برات نیس، من دستم بنده یه هُلی ام به این کشتی ما بده، اجرت با ذکریای رازی و کاسپاروف
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۹/۰۹ ساعت توسط دیوانه مسطح
|