شش جهت است اين مكان---قبله در او يكي مجوی
کجاست
سمت ِ
حیات؟
من از كدام طرف مي رسم به يك هُدهُد؟
--------------------------------------------
روزهاي خوبي بود. ما عارف نبوديم و حيف شد. ما از هيچ چيز سر در نياورديم و حيف شد. ما چيزي براي نوشتن نداريم ديگر. ما چند نفر بوديم و حيف شد. ما به ورزشگاه مي رويم تا بازي برق و صباباتري را نگاه كنيم الآن. ما به آژانس زنگ زده ايم و دارد حيفمان ميشود يعني ديرمان مي شود . ما تنها به ورزشگاه مي رويم و با خودمان تخمه مي شكنيم و سيگار ميكشيم و فحش به داور مي دهيم و مثل تمام آدمهاي خوب سريال نگاه مي كنيم و نصيحت گوش ميكنيم و از روي جوب كه مي پريم شلوار تنگ نمي پوشيم و به تمام عارفهايي كه كشكول دارند كولي مي دهيم و كش شلوارمان را سفت مي كنيم و خودمان را سفت ميكنيم و خودمان را سفت، مي كنيم و در شش جهت استفراغ مي كنيم و حالت تحول به ما دست مي دهد و شير سماور و ميل لنگ خاور را با خودمان به رتبه سوم مي بريم و هي مي خنديم و عاقل مي شويم و قرمز مي پوشيم و طرفدار تيم خاصي نمي شويم تا آقاي انتظامي ما را از پشت نصيحت نكند و يادمان مي ماند كه تلخ بوديم و ستبر و با هيچكس هيچ نسبتي نداشته ايم و به هيچكس كمتر از گِل نگفته ايم و هيچوقت هيج جا روي ديوار هيچكس هيچ كاري نكرده ايم كه ناراحت شده باشد و اگر ديوارشان خيس است لابد باران آمده بوده و آن مرد هم در باران آمده بوده و حيف كه ما نبوده ايم كه يك دل سير بخنديم و كهكشاني شويم. ما عاقل شديم ناگهان و متحول شديم و مي رويم جدال نفسگير ياوري و ضيايي را تماشا كنيم و دم در به آقاي پليس خواهيم گفت خوب ما را بگردد و به او خواهيم گفت كه ما ترقه با خودمان نياورده ايم و اگر چيزي از ما پيدا كرد به او خواهيم گفت كه ايندو ترقه نيستند عضوي از بدن ما هستند و ما تا بتوانيم به اطرافيانمان كه از قضا از ايل و تبار خودمان هستند خواهيم گفت كه فحش به داور ندهند تا بازي بعد را از دست ندهيم و بين راه به تمام خواهران زيبا سلام خواهيم داد و چشمك خواهيم زد و به آنها خواهيم گفت كه چه نثر ساده و رواني داريم كه از قضا اين آخري مال خودمان است و اگر قانع نشوند ناراحند نخواهيم شد و آنها را به خانه خواهيم برد و با هم چاي و قهوه خواهيم خورد و جهان را به هيچ عضوي از بدنمان نخواهيم گرفت در حساب. ما رفتيم و به همين زوديها خواهيد شنيد كه ترقه اي در يك بازي سوم چهارمي منفجر شده و ما اعتراف خواهيم كرد كه در جاي نا معلومي از خودمان ترقه اي داشته ايم و تمام سرويسهاي خبري خواهند فهميد شش جهت است اين مكان، قبله در او يكي مجوي! هدهد شدم انگار!