بوی باران تازه می آید. نکند نام تو باشد در سر
خفته در خاطر ِ من روی شکیبای تو بود
پ.ن۱: این مصرع بامدادی، مطلع پست بعدی ست که هی می گوید نخواب. من می خوابم تا مصرع دوم نیامده. تو که بیداری بساز.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۳/۰۳ ساعت توسط دیوانه مسطح
|