ما همه خیس و دیگر هیچ

قالی به پایان رسید و چشم ِ من نه. بیا پر کن مرا در هر پیاله
تار و پود عمود بودند بر هم دقیق
و مثل زاویه بین انگشتانت که تَر را بهانه می کردند
در گوشه ی چشمانم که تنگتر و تَر
بیا پر کن مرا در هر پیاله
با استکانهای مثلثی شکل
وتر همیشه از دو ضلع کناری بزرگتر است و تَر
با چشمانت که هی تنگتر و تَر
تَر دامنیم و تَر چشم و تَرخون و تَر
ترَ و تار و پود و مضراب دقیق بر هم عمود بودند
هر کدام از دیگری تَر
و من از تو تَر
تو از مجموع من بزرگتری امشب به لطف ِ توان و فیثاغورث
شاید تساوی، شاید تَر
پی نویس: تَر
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۲/۰۱ ساعت توسط دیوانه مسطح
|