سفر به اعماق

بیا باهم به عمق سه هزار متری زمین برویم. به اکتشاف ِ طلا. برویم آنجا کتاب بخوانیم. بیا ژولورن بازی کنیم. من چشم میگذارم. تو طلاهایت را دور گردن آویخته بر سینه قایم کن. من اگر حدس زدم کجا قایم کردهای من تو را ببوسم و اگر نتوانستم تشخیص دهم تو مرا ببوس و هر که آن دیگری را ببوسد باید این یکی هم آن یکی را ببوسد در عمق سه هزار متر زیر زمین. بیا بوسبازی بکنیم. تو چشم بگذار من تو را ببوسم تو اگر تشخیص دادی چه کسی تو را بوسیده مرا ببوس و من اگر تشخیص دادم چه کسی را بوسیدم تو را ببوسم در عمق سه هزار متر زیر زمین. بیا به عمق سیهزار متری سینه ها برویم. به اکتشاف ِ فنا. برویم آنجا شنگول منگول بازی کنیم. تام و جری نگاه کنیم. و حبه های انگور را به رسم شبهای نیممست نیمهشیار زیر دندان له بکنیم. بیا به عمق هم برویم. به رسم عمو ژول. به حرمت موجودات ناشناخته. بیا به خواب هم برویم. به عمق شانهی مست.