تو از این سرّ ِ مگو هیچ مگو

جابجا می‌شویم روی صندلی‌ای که روبروی پنجره‌ای که باد می‌آید و تنظیم نمی‌شود بادها به پنجره‌ای که من نشسته ام.

تنظیم می کنیم صندلی‌ای را که رو به آشپزخانه و بوی الکل و پنیر فلفلی

تنظیم می‌شویم روی صندلی‌ای رو به روی دری که اندامی با گردنی بلورین و شاهرگی سیاه در گردن برجسته چون دیوار چین از فضا.

تنظیم می کنیم روبروی جعبه‌ی جادویی و آهنگ روز. رقصهای مدرن. قیافه‌های شبیه.

تنظیم می‌شویم به خواب شبانه و چرت نیمروز

دیوانه می‌دویم در چارچوب این خانه برای لذتهای همزمان.

صندلی چرخدار می‌خریم. دیوانه می چرخیم با بوی الکل در مشام و گردن بلورین در چشم.

سودای آرامش در سر.