رگولاسیون به سمت حیات**(ط)

تو از این سرّ ِ مگو هیچ مگو
جابجا میشویم روی صندلیای که روبروی پنجرهای که باد میآید و تنظیم نمیشود بادها به پنجرهای که من نشسته ام.
تنظیم می کنیم صندلیای را که رو به آشپزخانه و بوی الکل و پنیر فلفلی
تنظیم میشویم روی صندلیای رو به روی دری که اندامی با گردنی بلورین و شاهرگی سیاه در گردن برجسته چون دیوار چین از فضا.
تنظیم می کنیم روبروی جعبهی جادویی و آهنگ روز. رقصهای مدرن. قیافههای شبیه.
تنظیم میشویم به خواب شبانه و چرت نیمروز
دیوانه میدویم در چارچوب این خانه برای لذتهای همزمان.
صندلی چرخدار میخریم. دیوانه می چرخیم با بوی الکل در مشام و گردن بلورین در چشم.
سودای آرامش در سر.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۲/۱۶ ساعت توسط دیوانه مسطح