این وبلاگ به فروش می رسد
حکيميم طبيبيم ز بغداد رسيديم
بسی علتيان را ز غم بازخريديم
سبل های کهن را غم بی سر و بن را
ز رگ هاش و پی هاش به چنگاله کشيديم
طبيبان فصيحيم که شاگرد مسيحيم
بسی مرده گرفتيم در او روح دميديم
بپرسيد از آن ها که ديدند نشان ها
که تا شکر بگويند که ما از چه رهيديم
رسيدند طبيبان ز ره دور غريبان
غريبانه نمودند دواها که نديديم
سر غصه بکوبيم غم از خانه بروبيم
همه شاهد و خوبيم همه چون مه عيديم
طبيبان الهيم ز کس مزد نخواهيم
که ما پاک روانيم نه طماع و پليديم
مپندار که اين نيز هليله ست و بليله ست
که اين شهره عقاقير ز فردوس کشيديم
حکيمان خبيريم که قاروره نگيريم
که ما در تن رنجور چو انديشه دويديم
دهان باز مکن هيچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپران که ما باز پريديم
بسی علتيان را ز غم بازخريديم
سبل های کهن را غم بی سر و بن را
ز رگ هاش و پی هاش به چنگاله کشيديم
طبيبان فصيحيم که شاگرد مسيحيم
بسی مرده گرفتيم در او روح دميديم
بپرسيد از آن ها که ديدند نشان ها
که تا شکر بگويند که ما از چه رهيديم
رسيدند طبيبان ز ره دور غريبان
غريبانه نمودند دواها که نديديم
سر غصه بکوبيم غم از خانه بروبيم
همه شاهد و خوبيم همه چون مه عيديم
طبيبان الهيم ز کس مزد نخواهيم
که ما پاک روانيم نه طماع و پليديم
مپندار که اين نيز هليله ست و بليله ست
که اين شهره عقاقير ز فردوس کشيديم
حکيمان خبيريم که قاروره نگيريم
که ما در تن رنجور چو انديشه دويديم
دهان باز مکن هيچ که اغلب همه جغدند
دگر لاف مپران که ما باز پريديم
پ.ن۱: این وبلاگ به فروش می رسد
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۹/۱۴ ساعت توسط دیوانه مسطح
|