من "باز" گشته ام
من بازگشته ام وقتی که "باز" می گردم. شهباز می گردم
ابر بودا نیست، بود شاید.
ابر زن نیست، زنگوله شاید.
نارنجک نیست، نازک چاک هم حتی.
ابر ِ اتفاق و ابرهای ِ اتفاقی، در فصل بی اتفاقی. به امید اتفاقی حتی.
از غبار و هوش من- که سربازی- پشت خطوط خطر از خط سیاه و سفید روی متون ِ سفید و خطر ِ سفید و قرمز و ساعد ِ عاشق و سودای دوزخ. مرا به بازی آتش بخوان را بخوان دوباره بخوانم، با لبی چسبیده بر کوره و لهیب و سرافراز در فصل بی اتفاقی باز هم که سودای بودنت تکرار هر لحظه ایست که ایست.
زمانم من اگر، بر پاچههای ابولهول کودکی که گر گرفته و تو بیتاب و گرد با دستانی بر پیشانی و انگشتی بر دهان با ناخنهای پا که چنگ می اندازد سینه ی مادر را، دستانی هستی که میدود و با دهانی که باز و هیچ صدایی که نداری و هنوز میخوانی بر گوشهایی که هیچ پرده ای ندارند و می شنوند. زمزمه بر لبت، کلمهای از هیچ، ارتعاشی در گوشم حروفی از هیچ ِ مصوت. در بین دستانت چه خواهی گرفت از من. از من ِ من و بین بالهایت جز من و جز هیچ. مادری که فرزندش سوخته و نسوخته پای برهنه وسط راهی که دوراهی می شود از خون و آتش. از سینه و رود. از سودا و سینه. از راه و دو راه. از راه و بیراه. بر من بتاز نرغال که آتش را به صدا میرساند و بیپاسخی از من را به تو. و تو که هنوز میخوانی در صرع و در گیجه و در سلولهای سرطانیت زاد و ولدهایی که هی هشیارتر از قبل می گوید این نیز همان راهیست که نه روی مبل دراز می کشد برای خواب نه راه می پیماید برای یک قطره آب به عشق ناب. تو روسپی بخوان و آسوده بخواب. من خواهر می ناممش هرچند که روی ماهیچه های عضلانیم خواب آرامش را، خون به سینه می پاشد حسرت. نمیدانی هول معمای ازل در تکرار و تکرار و همین تکرار است، اختلال در پراکسیس، واریانت هوش پشت چراغ قرمز وقتی که دیگری من می شود و بر من می تازد و به ناچار از من فاصله می گیرد. شاید که رستگار شود یا بیشتر آلوده نشود حتی . برای ثانیه برنامه دارد و برای دقایق ضریبی از شصت از همان برنامه با انگشت شست اشارتی به مادران مانده در دو راهی خون و بازگشت. وقتی که بازگشت. می پرید از جوب تا روی کلماتی آغشته به هیچ که به زودی بر گوش فرو خواهد نشست.
پ.ن ۱: خواب آرام تو اما روی ال سی دی دیواری خانه محو خواهد شد حتی اگر با سرعت ای دی اس ال به قوانین ساده ی یک زندگی راحت تشویق شوی، وقتی هنوز خواهر در آتش است. از تن نمی هراسید اما.