مثل رفتن زیر دوش ِ آب یخ
|
از بلندی می ترسید. می گفت: وقتی می شود این پایین بود و آن بالا را نگاه کرد فقط، چه مرضی است روی دیوار و لبه ی افتادن و هراس. ته دلش اما می گفت: اینجا از آن بالا چه شکلی است یعنی؟ می گفت: نردبان چرا این شکلیه؟ چند ردیف خط افقی در دل دو خط عمود و دراز. تنش می خارید ناقلا .
پ.ن۱: دایره ی دل پ.ن۲: میزی که مست می شود |
|
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۲۹ ساعت توسط دیوانه مسطح
|
