غم عشقت بیابان‌تر ترم کرد

شما همیشه به [space] نیاز دارید. [space] یک نوع فضای خالیست. مثلا مکث بین کلام که کلام به هم نپیچد. مکث بین دو نت متوالی که تو مرغ سحر گوش کنی. من مجازم که جوازت باشم. رازت باشم. [space] انواع مختلف دارد: [space] نوع اول و [space] نوع دوم. ولی مسئله ی خیلی مهمی که وجود دارد این هست که هر دونوع [space] یک شکلند. پس در حقیقت یک نوع [space] بیشتر نداریم. نوشته ی ذیل با [space] نوع اول شروع میشود. یعنی یک فرصت کوتاه به نویسنده که بتواند بزغاله ی جزغاله شده را روی شانه تحمل کند. یعنی من. ادامه ی نوشته بدون اسپیس ذهنی نوشته شده است. یعنی چیزی شبیه تلاش یک دیوانه برای پاره کردن زنجیر تازه و آبدیده. لعنت بر آب ِ دیده. 

                   خرقه پوشان محو دیدار تو اند مصلحت دان و بیا بزغاله

             باده نوشان مست  رخسار تو اند مصلحت بین و بکن جزغاله

پیر خاقان و مغان جمله به تبعیض تو اند بیضه خالی کن و مو کن شانه

مویه کردم که مگر صبح ازل کوبه کنی. تو نکردی لطفاً...........................(آیا دارکوبها سینه دارند؟)

من مگر مرغ توام باز پرم از لانه؟  تو بپر پروانه.  یا کلامی ‌که شود ختم به افعال مرکب. مثلا مستانه.

باز دیوانه شدم حلقه بده سُس بستان. یا که زنجیر بده سرفه کنان تا بر ِ دوست. می‌کند سرزنشم خار مغیلان که بخور. من خوردم. غم زردت به سفیدی حواشی چربید. تخم مرغت شده ام باز مرا باز بفرما که شوم باز ِ تو پرواز کنم تا بر دوست. تو بخوانش خر ِ دوست. چربی خون من از زردی رخسار تو بود. زردی شاش تو از سرخی رخسار عقیق. رنگ در رنگ بهار است بیا. من تقارن شده ام فصل تضادت شده ام. تو بکن سیب و به من هدیه کن ای باز خیالت به تنم چون شانه. قبض میخانه بده میخانه. الا ای پیر فرزانه فیش روحم کن و احضار کنش مست شود جمله خلایق. سلایق منتجه از علایق. دکوراسیون منزل. یکی از یکی، یکی‌تر. عصر است به خانه می‌روم. تو هم بیا.

پ.ن ۱: 180 درجه