بازی
این بازی بر خلاف همه ی بازیها از یک موضوع متافیزیکی بهره می بره و این کار رو سخت میکنه. قراره مجموعه کارهایی رو که باید انجام دهیم به شرطی که نامرئی باشیم رو بنویسیم. کار سخت است لیلا جان. بدجوری ملت را پیچوندی داداش. به قول قدیمیا خودتی. بگو چرا؟ خب اگه قراره من نامرئی باشم دیگه چه نیازیه به گفتن؟ میشم مرئی. خودمو باز می کنم و تمام آنچه من هستم رو، رو می کنم. دیگه اینکه نشد نامرئی. تو دقیقا زده ای به هدف بانو. یعنی زدودن پرسونای شخصی و بیرون ریختن من ِ واقعی هرکس. یه جور نقاب زدایی تو بگو. بچه که بودم از این رویاها زیاد داشتم. میرفتم دفتر مدیر نمره ها رو عوض می کردم. شبانه به خانه ی دختر همسایه میرفتم و مشق می نوشتیم باهم (آیکون پینوکیو). بزرگتر که میشی این نوع خیالپردازیا کمتر میشه. به اصطلاح رفقا صلب تر می شی. ولی شیطنت ِ این ندیده شدن تا آخر عمر برجاست. نوع ِ بازی من همیشه طنز بوده و فکر می کنم اینبار هم همان یاشد.
|
ااگر نامرئی بودم: اقتصادی: بازدید شبانه از خزانه ی بانک مرکزی به قصد خیر ورزشی: تکلهای مداوم روی پای حریف که نفهمه از کجا خورده(مخصوصا تیم عربستان)، بازدید از آماده سازی تیم شنای بانوان فرهنگی: حضور در پشت سر بعضی از دوستان خاص در هنگام وارد کردن نام کاربری و کلمه ی عبور هنری: دزدیدن گیتار حسن شماعی زاده، حضور در بعضی از کنسرتهای خاص، البته روی سن برای اهداف فرهنگی، هنری پزشکی: دکتربازی و آمپول بازی با جنیفرلوپز و تنی چند از عزیزان دیگر اجتماعی: رو در روی بعضی از افراد می ایستادم و از بعضی کلمات خاص که در مواقع مرئی بودن نمیشه استفاده کرد، به شدت استفاده می کردم. بعد یارو دیوار رو نیگا می کرد و تعجب می کرد. شایدم دستور می داد دیوار رو از جا بکنن. با مبل چیکار می کرد بنده خدا؟ البته میزان کارهایی که در اجتماع میشه انجام داد اونقد زیاده که تخیلشو می ذارم به عهده ی خواننده ی عزیز موارد خاص: کاملن خصوصیه. نه افرادو می شه نام برد. نه مجموعه کارهایی که قراره بکنم. بنابرین فضولی نکن بشین سر جات. ولی همیشه نیت خیره. موارد اخص: به دلیل تردد افراد زیر 16 سال و خواهران و برادران و وجود خانواده واقعن نمیشه گفت.
|
|
پ.ن1: لیلا جان بازی اینجوریه که اول نویسنده بازی می کنه بعد بقیه رو دعوت می کنه. این نوع زرنگی رو نمی بخشم. یکی طلبت(آیکون وبلاگنویس انتقامجو)
دعوت نامه: تمام وبلاگنویسان برتر جهان دعوتند.

