تو مهمترین "ای‌وای ِ" جهان هستی و از بزرگترین "ای‌وای"های ِ جهان مشهورتری حتّی، که زلف بر باد می‌دهی و خون می‌کنی هر چه شانه در ویترین مغازه را که در حسرت ِ پیچاپیچ ِ زلف ِ تو انگار اثبات می‌شوند و دانه می‌شوند، نه چون انار و نه چون انجیر، چون هندوانه که سربسته است و دوستت دارم به شرط چاقو.

بیا و این جان ِ مرا به دو نیم کن

نیمی از آن ِ من

و نیم ِ تو از آن ِ من

فریاد از این تن

که من ماندم و من، باز

ناز