تبليغاتX
خوابهایِ یِک دیوانه دَر جَهانِ مُسَطَّح - D I C T I O N A R Y

مهم اين نيست كه شانزده هزار و دويست و بيست ويكي عكس برگزيده جهان را داشته باشد و درايو پنجم كامپيوترش در حال انفجار. مهم اين نيست كه تمام كلمات ثقيل ادبيات كهن و معاصر بر حسب حروف الفبا را بلد باشد و شيار هفتم مغزش در حال انفجار. مهم اين نيست كه تمام شخصيت هاي ادبيات كهن و معاصر در اتاق خواب شما رژه بروند و چشمان او از سان ديدن ِبزرگان جهان در حال انفجار. مهم اين نيست كه هشت جلد معتبر از ترجمه ي مختلف كتابهاي اختر شناسي را آرشيو كرده باشد و رف ِ هشتم از ستون چهارم كتابخانه اش در حال انفجار. مهم اين نيست كه در عجايب هفت گانه جهان با چند فيلسوف مشهور جهان، شير موز و چيپس فلفلي خورده باشد و صفحات گذر نامه اش در حال انفجار. مهم اين نيست كه چند بار از يك كلمه با معاني مختلف در متنهاي خود استفاده كرده باشد و صرف و نحو و تركيب و تجزيه و صنعت ايهام در حال انفجار. مهم اين نيست كه معني كلمه ي عشق را به هفت زبان زنده ي دنيا بلد باشد و خود واژه عشق از وسط جر خورده باشد و در حسرت ِ انفجار. مهم اين نيست كه من چندمين مخلوق زمين بعد از خلق داستان آدم و حوا باشم و عدد ِ پي را تا شانزده هزار و دويست و بيست ويك رقم بعد از اعشار، باز هم انفجار. مهم اين نيست كه تمام آهنگهاي مشهور بزرگترين آهنگسازان كلاسيك جهان را داشته باشد وتمام رنگهاي جهان در حال انفجار. مهم اين است كه در مزرعه گندم، وقتي دم غروب روباهي آرام آرام، در شيارهاي طلايي مزرعه، گم مي شود، تو عكسي از مادربزرگ را كه به يك زبان ناشناس نوشته باشد دوستت دارم را از ته ِتهِ وجود ِ گشوده ات در يابي در برج سنبله با سمفوني مردگان موتسارت، بي صداي انفجار. حتي مهم اين نيست كه در مزرعه گندم وقتي دم غروب روباهي آرام آرام در شيار هاي طلايي مزرعه گم مي شود، تو عكسي از مادربزرگ را كه به يك زبان ناشناس نوشته باشد دوستت دارم را از ته ِتهِ وجود ِ گشوده ات در يابي در برج سنبله با سمفوني مردگان موتسارت، بي صداي انفجار

بلكه مهم اين است كه وقتي بِت ميگم بدو بيا منو بغل كن، بفهمي كه از نون شب واسه من واجب تره

در پايان شعري ساختم كه لطفا" با صداي تودماغي، آهنگين و كشيده خوانده شود

آهاي مادر شنگول

آهاي مادر منگول

آهاي حبه ي انگول

آهاي گرگ سفيد، گرگ سيا، خدا نيگهدار

آهاي شيشه ي عمرم

بازم شيشه ي عمرم

آهاي شيشه ي عمرم

آهاي شيشه ي عمر، شيشه ي عمر، خودا نيگهدار

آهاي پرده ي چشما

آهاي پرده ي گوشا

آهاي پرده ي هرجا

آهاي طبل بزرگ، طبل كوچيك، خودا نيگهدار

آهاي دل به تو دادم

چرا دل به تو دادم؟

ديگه چي به تو دادم؟

همش رو زود بيار، ميخام برم، خودا نيگهدار

آخ!

آقاي محترم، دمپايي پرت نكن

مگه تو خودت خونواده نداري؟

---------------------------------------------

پ.ن: همه جایمان می سوزد، جون ِ من، عشق را باور كن

+ 86/09/03ساعت لارسپیوا ******