تبليغاتX
خوابهایِ یِک دیوانه دَر جَهانِ مُسَطَّح

ای احمق! تو اگر آدم بودی که نیستی!(چون اول گفتم احمق و احمق یک آدم نیست!)

ای ابله! تو اگر انسان بودی نمی رفتی  winstonپاكستاني بخري 1000تومان(10000ريال وطني) و دود كني و هي هوا را تقلبي كني بلكمم ميامدي بهمن پاكوتا ميكشيدي 320 تومان كه هم دخانش قلب* نيست و هم آلات تشخيص CO2وگوگرد سر ميدانهاي بزرگ شهرهاي بزرگ گيج ميشوند.

هم اسمش بهمن است كه خود فجر است و هم آدم را ياد بهرام بيضايي مي اندازد كه خوب ميشود.

چهار حسن مزيد ديگر هم دارد كه از آن است جمله كه اقتصاد تو و ارز مملنكدو سلامت قلب** تضمين است و خوشحالي "حنا دختري در مزرعه" كه او نيز سگش پاكوتا بود نيز هزاران نيز ديگر هست كه تو اگر آدم بودي اصلا winston نميكشيدي كه من الان هرگز نبوده دست من اينسان بزرگ و شاد..........................

قلب*=تقلبي-بد-ناخوب-شهرآشوب و...........

قلب**=دل-شيدا-قلب-رگ-مهربان-آئورت و ...

+ 86/04/31ساعت لارسپیوا ******

خری از سر مطایبت شیری را گفت:تا چند در ملاطفت موافق در مظان ظن ظنین باشی وخلایقی از اشتران خائف و هیبتی چون شما در جوع و سخافت این قوم نه از گرسنگی است که از فقدان سامانه ایست شمارشگر که از شمردن بیاض مبیضه خویشتن عاجزند و چون بر این رایانه دست یازند آن "آن" را نیز از دست بهلند. پس الفنتی به غایت کهربایی آوردند با زرافه و خر و میمون بر پشت بدین صورتگری:

+ 86/04/30ساعت لارسپیوا ******

نه آن شيرم كه با دشمن بر آيم

مرا اين بس كه من با من برآيم

 

ازين آتش چو دودم من سراسر

كه تا چون دود ازين روزن برآيم

 

هلا، تن زن، چو بوبكر ربابي

كه تا من جان شوم وز تن برآيم

768×1024

+ 86/04/29ساعت لارسپیوا ******

هر یک از ما در مرکز تاریخ نقشی اساسی بازی میکنیم،که چی؟

کسی که دوست دارد دوست دارد دلیل نمی آورد،......... که چی؟

دو جمله از پائولوی برزیلی،

ولی دیشب باپتیستا اجازه نداد حتی بازی شروع بشه.

در خواب من بانوی پیری از علم ارقام میگفت.

سیاه بود.

بیدار شدم.

بازی ۳-۰ به خسران آرژانتین بود

در مرز سه گانه،جنگل ِ سبز ،آب جاری بود.

به پاراگوئه خوش آمدین!

+ 86/04/29ساعت لارسپیوا ******

چو آب آهسته، زیر ِ کَه در آیم

به ناگه خرمن ِ کَه در ربایم

 

چکم از ناودان من قطره قطره

چو طوفان من خراب صد سرایم

 

ز حبس جا میابا دل رهایی

اگر من واقفم که من کجایم

 

سر ِ نخلم ندانی کز چه سوی است

در این آب ار نگونت می نمایم

 

مگو کُه را گر او آرد صدایی

که:"ای کُه! نآمدی، گفتی که آیم"

 

تو او را گو که بانگ کُه از او بود

بسی گوینده ی بی منتهایم

 

768×1024

 

+ 86/04/28ساعت لارسپیوا ******

سلام

خوش آمدید صمیمانه دوستان

دیوانه درد دارد

معمولا ۸ صبح

و

۸:۲۰ بعدازظهر

تراکتور ساخت رومانی و خوندن روزنامه دوست دارم.........

+ 86/04/28ساعت لارسپیوا ******